سری جدید عکس های دودران (خرداد 1390)

آخون درسی

نمایی از راه اصلی دودران

منزل آقای قلیچ نوری دودران

ماه گرفتگی در شب پنج شنبه ۲۶/۰۳/۱۳۹۰ در آسمان دودران

قبرستان دودران

مزار شهید

اتوبان شهید دادمان اردبیل در کنار روستای دودران

نمایی از دودران

بالاجا بولاخ بعد از باز سازی استخر

غلامعلی پاداش دودران (قولی عمی) و قلیچ نوری دودران (جلوی مغازه )

مغازه خاطره انگیز قولی عمی

مسجد جامع دودران

مغازه خاطره انگیز مرحوم کرم نجفی

از سمت راست قلیچ نوری دودران - میرزا آقا لطفی دودران - رضا جعفری دودران

ارسال عکس و بیوگرافی مردم دودران

سلام میکنم خدمت تمام هم روستایی های خوبم

در این جند سال که این وبلاگ رو ایجاد کردم سعی کردم مطالبی را که به نظر بنده قابل درج هست در این سایت قرار بدهم و علی رغم درخواست بنده مبنی بر کمک دوستان جهت پر بار کردن سایت ولی متاسفانه ....  

باز درخواست خودم رو تکرار میکنم و از شما عزیزان می خواهم با ارسال مطالب و مشخصات مردم دودران (قدیمی و جدید) ، خاطرات و اخبار روستا ، بنده را یاری نمائید.

با تشکر از عزیزانی که تا به حال بنده را یاری نموده اند به خصوص جناب مهندس محمد نوری دودران .

مدیر وبلاگ روستای دودران
منصور نوری دودران

معرفی مردم روستا ( آقای داداش نوری دودران)

نام و نام خانوادگی: داداش نوری دودران  (بزرگ خاندان نوری دودران)
نام پدر: عرت الله
تاریخ تولد: ۱۲۹۷
همسر مرحوم خانم ننه نجاتی
برادر بزرگ پهلوان مرحوم کامران نوری دودران و مرحوم سلمان و مرحوم فرمان نوری دودران
تعداد فرزندان: ۴ پسر (قلیچ ، مطلب، علی ، قربان و ۲ دختر

شاید کمتر کسی را بتوان یافت که خاطرات زندگیش آنقدر زیاد باشد که بندرت بتوان خاطره ای تکراری از زبان او شنید.آقای داداش نوری دودران را می توان از آن جمله افراد دانست که سالها تلاش در روستا و در ساخت و آبادانی ایران زمین در شهرهای مختلف کشور، خاطراتی بس گرانقیمت برای او بجای گذاشته است که در صورت توان سعی خواهم کرد در پست های بعد برخی از آنها را نقل نمایم.

شغل گذشته ایشان : کشاورزی ، دامداری ، کار بر روی راه آهن تهران شمال در زمان رضا شاه و کارخانجات شمال ایران بهمراه هم ولایتی های خود و....

خدایا به سلامت دارش

به احترام پدر و معلمت از جا برخیز گر چه فرمان روا باشی(امام علی ع)

كوراوغلی یاكوراوغلو

كوراوغلی یا كوراوغلو

  قهرمان حماسی  میان اهالی آذربایجان است که با قیامش بر ضد فئودالیسم و شیوهٔ ارباب و رعیتی نامی ماندگار در میان مردم آذربایجان و بسیاری از كشورهای جهان از خود به جا گذاشت.

باعث این قیام مهتری سالخورده به نام علی ملقب به علی كیشی است. وی پسری موسوم به روشن (كوراوغلو) دارد و خود، مهتر خان بزرگ و حشم‌داری است به نام حسن خان. روایت كوراوغلی در جغرافیای وسیعی از اروپای شرقی تا قفقاز، ایران، افغانستان، آسیای مركزی و جنوب سیبری و برخی نقاط دیگر گسترده است. در این جغرافیای وسیع، روایت كوراوغلی در قالب نمونه‌های آذربایجانی، قفقازی، آناتولی، ارمنی، گرجی، ازبكی، تركمنی، خراسانی، قشقایی و حتی توبولها یا گروههای تاتار در سیبری سروده شده است.

وجه تسمیهٔ کوراوغلو
حسن خان بر سر اتفاقی بسیار جزئی كه آن را توهینی سخت نسبت به خود تلقی می‌كند، دستور می‌دهد چشمان علی كیشی مهتر خود را درآورند و وی را کور کنند. پس از این واقعهٔ تلخ، روشن پسر علی كیشی لقب كوراوغلو به خود می‌گیرد. كوراوغلو به ترکی یعنی کورزاده یا پسر مرد کور. برخی دیگر وجه تسمیهٔ آن را به گووراوغلو یعنی زادهٔ پهلوان جنگجو می‌دانند. همچنانكه كوراوغلی در زبان تركمنی، گوراوغلو تلفظ می‌شود.

سرآغاز قیام
علی كیشی پس از کور شدن به دست اربابش با دو كره اسب كه آنها را از جفت كردن مادیانی با اسبان افسانه‌ای و دریایی به دست آورده بود، همراه پسرش روشن از قلمرو خان می‌گریزد و پس از عبور از سرزمینهای بسیار سرانجام در چنلی بئل (كمره ی مه آلود) كه كوهستانی است سنگلاخ و صعب العبور با راههای پیچا پیچ، مسكن می‌گزیند . روشن كره اسب ها را با جادو و مانند پدر خویش در تاریكی پرورش می‌دهد و در قوشابولاق (جفت چشمه) در شبی معین آب تنی می‌كند و بدین گونه هنر عاشقی در روح او دمیده می‌شود و علی كیشی از یك تكه سنگ آسمانی كه در كوهستان افتاده است، شمشیری برای پسر خود سفارش می‌دهد و بعد از اینكه همهٔ سفارشها و وصایایش را می‌گذارد، می‌میرد.

روشن او را در همان قوشابولاق به خاك می‌سپارد و به‌تدریج آوازهٔ هنرش از كوهستانها می‌گذرد و در روستاها و شهرها به گوش همگان می‌رسد.

دو كره اسب، همان اسبهای بادپای مشهور او می شوند، با نامهای قیرآت و بزآت.

عاشق جنون، اوایل كار به كوراوغلو می‌پیوندد به تبلیغ افكار بلند و دموكرات كوراوغلو و چنلی‌بئل می‌پردازد و راهنمای شوریدگان و عاصیان به كوهستان می‌شود.

كوراوغلو سرانجام پس از کشمكشهای فراوان موفق می‌شود حسن خان را به چنلی بئل آورده و به آخور ببندد و بدین ترتیب انتقام پدرش را بستاند

منبع :ویکی‌پدیا

داستان کوراغلو ریشه در تاریخ دارد و به گواه خیلی ها به دوران صفویه و زمان جنک های ایران و عثمانی بر می گردد. این داستان به غیر از آذربایجانی ها  بین سایر تورک های ایران ، ترکیه و سایر کشور های تورک نشین وجود دارد.

در آذربایحان چندین قلعه به نام کوراوغلو شناخته شده است .اما یکی  از آنها بیشتر از بقیه با عقل جور در می آید قلعه ای در نزدیکی خوی و کاملا نزدیک به مرز ترکیه.بر فراز کوه چنلی بئل قلعه کور اوغلو قرار دارد.

و اما چند  دلیل برای موثق بودن این قلعه در نزدیکی خوی ( از زبان استاد بهروز نصیری)

1-      به این منطقه از قدیم قلعه کوراوغلو . چنلی بئل می گفتند.

2-        در داستانها داریم که وقتی پدر کوراوغلو به دستور حسن پاشا کور می شود از آنجا برگشته و دو اسب معروف را باخود می آورد وی به کوراوغلو دستور می دهد تا خود به همراه اسب ها در چشمه قوشا بولاغلار استحمام کنند.ای چشمه ها در این منطقه ودر کنار روستای کتیللی به همین اسم ذکر شده قرار دارد

3-      در روایات وجود دار که کوراوغلو قلعه خود را در کنار جاده ابریشم احداث می کند.واهد هم نشان می دهد که جاده ابریشم دقدقا از اینجا عبور کرده است.

4-      کوراوغلو در شعرها  خود را " تکه تلمان " می نامند .در خوی یک منطقه به نام تکلی داریم .

5-      کوراوغلو مشاوری به نامصفراز منطقه " قوروق " داشته است . روستا و منطقه بزرگی در همین منطقه به نام قوروق وجود دارد.

6-      نزدیکی به  مرز ترکیه هم دلیل بیشتری برای اثبات این موضوع است

آشنایی با گل بابونه بمناسبت ...

چهارم خرداد روز جشن گلهای بابونه می باشد که این جشن در منطقه نمین و در جنگلهای فندقلو  ، در دشتهای پر از گلهای سفید بابونه برگزار می شود .

بابونه، گیاهى است یکساله از تیره مرکب یان به ارتقاع 40 سانتى متر که پایا بوده و به طور خودرو در بسیارى از نواحى مى روید. ساقه آن داراى انشعابات فراوانى است که به گل آذین هاى کپه اى (کاپیتول ها) به قطر تا 2 سانتى متر منجر مى شود. کاپیتول، داراى دوگونه گل زبانه اى به رنگ سفید و لوله اى به رنگ زرد هست که به ترتیب در کنار و وسط نهنج قرار یافته اند. برگ هاى بابونه داراى بریدگى هاى زیاد و باریک اند. کاپیتول ها، بخش مورد استفاده آن است که در بهار و تابستان جمع آورى مى شوند. هر چند گیاه مزبور به طور خودرو مى روید، ولى به سبب استفاده بى حد از آن در جهان، در سطوح وسیعى کشت مى گردد. گیاه مورد بحث در نواحى گوناگون ایران از جمله لرستان، خوزستان، آذربایجان شرقى و غربى، اردبیل و استان تهران به حالت خودرو مى روید.

بابونه، طلایه دار سبزى هاى صحرایى است، زیرا در اواخر اسفند و در آستانه بهار، پدید مى آید. بیشتر در زمین هاى خشن، شنى و نزدیک به کناره هاى زمین مى روید، این گیاه، سالان زى است و در زمره گیاهان کلاسیک در مجموعه گیاهان طبى به شمار مى آید و گلى است پایا که تا اواخر تابستان نیز یافت مى شود.

بابونه، براى مصارف غذایى از اواخر اسفند تا ماه هاى فروردین و اردیبهشت که گیاه تر، تازه و تُرد است و ساقه هایش چوبى نشده (ساقه ها و برگ ها در این زمان نرم، لطیف و براق همانند گشنیزاند) استفاده مى شود.

اما براى مصارف طبى، آن را ماههاى خرداد و تیر که نخستین مرحله گل دادن گیاه است (البته در اقلیم هاى مختلف به نسبت سرما و گرماى منطقه اى اندکى فرق مى کند) برداشت مى کنند

اثرات شفابخش بابونه:

این گیاه یکى از مؤثرترین داروها در ترکیبات گیاهان دارویى براى درمان حساسیت که تنگ نفسى ناشى از آن است و براى دل درد، نفخ شکم و دستگاه گوارشى، دردهاى عادت ماهانه، سردردهاى عصبى و میگرنى، کولیت ها، فشردگى عصبى و تب هاى متناوب، مفید است.

طب سنتى را باور بر این است که بابونه داراى طبیعتى گرم و خشک است و داراى ماده ضد حساسیت طبیعى بوده، در نوسازى گلبول هاى سفید خون نقش دارد.

این گیاه، مقوى، مدّر، مسکّن، معرّق و ضد عفونى کننده شناخته شده است.

به علت ادرار آور بودن، بابونه در درمان هاى کلیوى مانند ورم کلیه، سنگ کلیه و سخت ادرارى کاربرد دارد.

بابونه، دوست کبد است و از این رو، به علت صفراآورى اش براى سوء هاضمه و ترشى معده، چاى آن را توصیه مى کنند.

در مصارف آرایشى از محلول هاى بابونه براى زیبایى و تقویت پوست و مو سود جسته مى شود و شایع است که بابونه، رنگ مو را روشن مى سازد. چاى بابونه، ضد نفخ، ضد تشنج، تب بر و عرق آور است. در شست و شوى چشم ها با چاى بابونه، خستگى و سرخى چشم ها مرتفع مى گردد.

بابونه داروى خوبى براى عفونت ویژه زنان است.

بابونه در رنگ مو، به عنوان نرم کننده کاربرد دارد.

بابونه اثرات بسیار مطلوبى روى دستگاه گوارش دارد. نوشیدن چاى بابونه، موجب از میان رفتن گرفتگى ماهیچه هاى دستگاه گوارش، شده و در درمان دل درد، نفخ و ناراحتى هاى گوارشى عصبى و ناشى از فشار روانى (استرس) مفید است. دم کرده گل این گیاه حاوى ترکیباتى است که با منظم کردن حرکات دودى روده هم در درمان اسهال و هم یبوست اثربخش است و انواع سوءهاضمه را از بین مى برد.

بابونه، مسکّنى فوق العاده براى سردرد، میگرن، دندان درد و دردهاى عصبى است، ماساژ با روغن این گیاه نیز مسکنى مؤثر براى دردهاى سیاتیک است.

چاى بابونه، آرام بخش محسوب مى شود. براى رفع بى خوابى و داشتن یک خواب آرام و راحت، کافى است 10 دقیقه قبل از اینکه به رختخواب بروید، یک فنجان چاى بابونه بنوشید.

بخور بابونه، یکى از ماسک هاى مورد علاقه بانوان است. بخور گل بابونه براى بهبود آکنه و جوش هاى صورت مفید است. این بخور علاوه بر تسکین التهاب و از بین بردن میکروب ها سبب تحریک گردش خون صورت مى شود و پوست را جوان و شاداب مى کند.از سوى دیگر منافذ پوست را باز کرده و روند دفع سموم و فلزات سنگینى را که طى روز در آن نفوذ کرده اند، تسریع مى کند.

از سایر خواص قابل توجه گیاه بابونه، روشن نمودن مو بر اثر استفاده مداوم و طولانى مدت است. استفاده از عصاره بابونه در شامپو، خاصیت تقویت کنندگى ریشه مو را دارد و رفع کننده حساسیت هاى پوست سر است.

طرز تهیه چاى بابونه:

یک یا دو قاشق چایخورى پرِ گل بابونه (و یا مخلوطى از گل بابونه، بادرنجبوبه و نعناع) را با یک فنجان آب جوش به مدت ده دقیقه دم کرده و سپس از صافى رد کنید و صبح ها ناشتا یک فنجان از دم کرده را بدون شیرین کردن و به صورت گرم بنوشید.

مجموعه ای از عکس های دودران

مجموعه ای از عکس های دودران

ادامه نوشته