دودران

دهی است  از دهستان ویلکیچ شمالی بخش مرکزی شهرستان نمین استان اردبیل. در طول جغرافیایی¢30 و o48 و عرض جغرافیایی ¢28 و o38 و ارتفاع متوسط 1420 متر از سطح دريا قرار دارد. ناحيه است تپه ای و سرد و خشک و در 2 کیلومتری جنوب خاوري نمین واقع است. رودخانه ای كه كشتزارهاي اين قريه را آبياري مي كندمعروف به رودخانه خانقاه (خه نه یی چایی)است که از كوههاي خانقاه علیا ، نوده و خشه حیران سرچشمه گرفته از شرق آبادي گذشته به رودخانه قره سو می ریزد.

از معادن زير زميني معدن سنگ دودران را مي توان نام برد كه يكي از معدود معادنيست كه داراي سنگهاي مرغوب مي باشد و از معروفيت خاصي برخوردار است. کشت محصولات کشاورزی آبی و دیمی است. آب کشاورزی از رودخانه خه نه یی چای( خانقاه) تامین می شود. و آب آشامیدنی كه قبلاً از چشمه روستا ( بويوك بولاق و خردابولاق) تامين مي گرديد اكنون از آب لوله كشي شده استفاده مي گردد و از فرآورده های كشاورزي اين روستا: گندم، جو،  یونجه، گاودانه و بنشن....و از ميوه جات:  گلابی و سیب،گيلاس ، آلبالو ، آلوچه و به و...مي باشد.

روستاي دودران هم اكنون دارای  برق- تلفن- گاز- آب آشامیدنی لوله کشی شده است ونيزاز  دبستان- مسجد- پایگاه مقاومت روستا ميتوان به عنوان بناهاي عام المنفعه نام  برد.

«وجه تسمیه روستای دو دران»

در گذشته های بسیار دور- دودران و روستاهای همجوار شرقی آن (خانقاه سفلی- خانقاه علیا) پوشیده از درختان جنگلی بوده و اهالی این روستاها از درختان جنگلی به تهیه زغال اقدام می کردند و این که تهیه زغال فن و فنون خاص خودرا  دارد و بعلت سوخت ناقص آن در کوره های زغال پزی دود نسبتاً غلیظی به هوا بر می‌خواسته آسمان این منطقه را دود آلوده می نموده است که به این علت بنام دودلار یعنی محل آلوده به دود كه رفته رفته واژه دودلار به دودران معروف شده است و یا امکان دارد دود- در- آن – گفته می شده یعنی جایی که دود در آن وجود داردكه به مرور زمان به دودران تبدیل شده است.

نظریه دیگر اینکه روستای مزبور درقسمت غربی کوههای نسبتاً مرتفع  ونه بین و گردنه حیران  واقع شده  است. آب و هوای سرد- در فصول سرد سال بنام (مه یئلی) از جانب قلعه معروف  شندان ( شندان قالاسي )و شمال همچون تازیانه ای بر پیکر این نواحی نواخته  می شود و درجه حرارت منطقه  بشدت کاهش می یابد و بعلت برودت هوا و سردي آن اين منطقه را دوندوران (واژه ترکی) مي ناميده اند كه به معني (منجمد کننده و سرد کننده) بعلت کثرت استعمال به دوودوران تبدیل ودر نهایت تكرار مكرر استعمال به دودران  ثبت شده است بعلت ترک بودن اهالی نظریه  اخیر صحيح به نظر می رسد ونگارنده نيز در منظومه دودران به اين وجه تسميه نظر داشته و اشاراتي به آن كرده است.

(شن گیله داغ او جا بویي زیروه سی * کند گوروكن قارکوله يی گیروه سی) درواقع کند کؤروكن به شمال شرقی دودران بین خانقاه علیا و دودران اتلاق می گردد که زمستانهای سرد و کولاکی و برف گیر داشته و دارد.

نظریه: محمد نوری دودران

نظریه استاد عباد ممي زاده محقق وپژوهشگر

وجه تسمیه روستای دو ده ران

روستای دودران  Düdəran یکی از روستاهای نمین بوده و در حاشیه جنگل (صد البته) سالهای نه چندان دور در داخل جنگل قرار داشته است. نام این روستا طبق تحلیل های شفاهی شنیده شده دو نوع معنی شده است: 1-چون کار بعضی اهالی زغال درست کردن بود و اغلب در حوالی آن دود دیده می شده است لذا «دود در آن»  گفته شده و به مرور و در اثر کثرت تلفظ به دودران تبدیل شده است.

2-با توجه به سرمای منطقه بخصوص در حالت مه این روستا را دوندوران نام گذاری  کرده اند که بعدها با توجه به کثرت استعمال تبدیل به دوودوران Doüduran و سپس به دودران تبديل شده است.

معنی اول به این اصل استوار است که گویا منطقه فارس نشین بوده است. اما به دو دلیل صحت این وجه تسمیه قانع کننده نیست. یکی اینکه هیچ وقت این منطقه فارس نشین نبوده است. اما وجود تالشها در منطقه قطعی است لذا در برخی از اسامی  جغرافیایی نیز تاثیر گذاشته است. مانند: ونه بین (یعنی کوه پایه)، هوشنه(شن زار) و غیره. حتی اگر فرض بر این باشد که این روستا فارس نشین بوده باز اسم دودران با اصول نام گذاری جغرافیایی فارسی که اغلب شکل شخص نام است (مانند: خالد آباد، یافت آباد، خلیل آباد و ...) مغایرت دارد و نیز با اصول نام گذاری تالشی که اغلب شکل ساختاری و نیز ویژگی های جغرافیایی در نظر گرفته شده همخوانی ندارد.

معنی دوم یعنی دوندوران هم اولا با اصول توپونیم شناسی آذربایجان که بصورتهای قوم نام، صنف نام، شخص نام ( به ندرت)، گیاه نام و ... است مغایر می باشد. ثانیاً با توجه به این نکته  که سیر تغییر در تلفظ کلمه  باید توجیه زبان شناختی داشته باشد، تغییر «دوندوران» به «دوده ران» غیر قابل قبول به نظر می رسد. می دانیم که طبق قانون هماهنگی اصوات در زبان ترکی تمامی حروف صدا دار دوندوران dondüran یعنی a, u, o همه از دسته حروف قالین سسلی می باشد که با قانون فوق همخوانی کامل دارد. اما حروف  صدا دار düdəran یعنی ü-ə- a  مغایر با قانون فوق می باشد. بعبارت دیگر ü وə از حروف اینچه سسلی و aاز حروف قالین سسلی است که نمی توانند در یک کلمه بیایند. قانون هماهنگی اصوات بقدری محکم و غیر قابل عدول است که کلمه «قارا» (با دو نوع تلفظ قره و قارا) هیچ وقت در گفتار مردم قرا و یا قاره تلفظ نمی شود.

آنچه که در وجه تسمیه این روستا مورد قبول به نظر می رسد، ائتنوتوپونیم بودن آن (قوم نام)  است. طبق این تحلیل با توجه به وجود قومی باستانی در آذربایجان  به نام دی، دای، دو  و ... (با تلفظ های گوناگون) می توان نتیجه گرفت: (پسوند منسوبیت) an+(علامت مميز به معني ايگيد – پهلوان – مرد) r ə  + (نام طایفه) dar/dər+(نام طایفه) Dü/ dər  بعبارت دیگر در اول طایفه ای در آذربایجان بنام دی/ دای/دو بوده است. این طایفه به دو دسته تقسیم شده . دسته اول نام اصلی را نگه داشته ولی دسته دو (برای اینکه با دسته اول اشتباه نشود) یک «ار» (ایگید يا مرد ايگيد-پهلوان)(حتماً مرداني تنومند و پهلوان داشته اند ) به نامش اضافه  شده و «دی ار» نامیده شده «دی آر» در اثر کثرت استعمال به «در» (با در فارسی اشتباه نشود) تبدیل شده است. بعدها در اثر حوادث اجتماعی- فرهنگی و یا طبیعی طایفه «دی» با طایفه «در» در منطقه ای ساكن  شده و خود را  دو- در dü- dər نامیدند.  اطرافیان  با اضافه کردن an آن «الف - ن»( تركي ) این طایفه را دوده ران  نامیدند  و روستای محل سکونتشان به تبع دوده ران شده است.

اسم دوده ران در شكلهاي مختلفي نوشته مي شود از جمله دودران ( در تابلو روستا) ودر فرهنگ آبادي هاي ايران چاپ سال1332 ص 188 به صورت دَدَران نوشته شده كه هيچ كدام مسئله تلفظ صحيح آن را حل نمي كند% حتي شكل تقريباً صحيح آن كه به صورت دوده ران مي باشد نيز مشكل تلفظي را كاملاً برطرف نمي كند و اصولاً اسم خاص بايد با الفباي آوا نگاري ( فونتيكي ) نوشته شود كه در اين صورت دوده ران بشكل مقابل خواهد بود :                                                          Düdəran

در كشور پهناور و دوست داشتني عزيزمان ايران پنج روستا بنام دوده ران (با املای ددران) در كتاب فرهنگ آبادي هاي ايران نوشته شده كه ذيلاً قيد مي گردد :

اردبيل:                       28-48 * 23  - o 38    

جيرفت :                    14-57     *     17  -  o 29

بندر عباس :                15-57     *       30 - o 26

جيرفت :                 38 – 57      *     07    - o 29

جيرفت :                   13-57      *     10   - o 29

 

                                     ***

در لغت نامه مرحوم علامه دهخدا  آمده است : 1) [دَ دَ][اِ خ] دهي از بخش نمين شهرستان اردبيل  594 تن سكنه . آب آن از چشمه است (از فرهنگ جغرافيايي ايران ، جلد 4)

2)[دُ دَ ] (اِ خ ) دهي از دهستان ساردوئيه شهرستان ساردوئيه ( جيرفت ) 250 تن سكنه آب آن از رودخانه  از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 8)

آثار تاریخی:

در وسط روستا مسجد جامعی قرار دارد که جزء بناهای قدیمی است كه بارها تعمیر و مرمت شده است و آثار هنری هنرمندان را با خود به یادگار دارد وهنوز هم چشم نوازی خاص خود را از دست نداده است. سرستونهای كله قوچی چوبی با ستونهای خوش تراش و با زیر پایه سنگی شش ضلعی و پنجره های مشبک چوبی شبستانه و طاقهای قوسی وجایگاه  تشت ها یادآور علاقه اهالی به حفظ اماکن مقدسه در گذشته و حال می باشد هنرمنداني چون (مرحوم اوستا سلیمان خانقاهی، مرحوم اوستاکربلایی آقا عمو یوسفی ، حاجی حسین  علیمی، اوستامحرم افسری، اوستا کامیل بابایی و سایر افراد با ذوق اهالی اعم از ریش سفیدان وهيئت امنای مسجد در تعمیر و بازسازی و نگهداری  اين مكان مقدس نهایت جدیت  و سعی خود را بکار برده اند و همچنین در جنوب غربی روستا تخته سنگهای به هم پیوسته ای  وجود دارد و جزء آثار قدیمی این روستا بنام داش مسجد معروف است که احتمالاً جزء عبادتگاههای اولیه منطقه بوده است ولی آثاری از دیوار و پی درآن  مشاهده نمی‌شود.

در اين روستا 63 سلسله زندگي کرده اند که ذيلاً اسامي خانوادگي آنان قيد مي‌شود:

آذري – آستاني – آقازاده – ابراهيمي- احدپور- احدي – اختري – افسري – اميري – ايراني – بابايي – بخشعليزاده – بخشي – بنفش – بهادري – پاداش – پناهي – پورهاشم – تقوي – تکريمي – تيمورزاده - جان نثار – جعفري – جوادي – جهاني- حميدي – داننده – ديندار – رنجبر – سلامي – سليماني – شاکر-شاهي – صادقي- صبوري - صفرعلي پور – صفري – صيامي - عبداله زاده – عزيزي – علومي – عليمي – فاطمي – فکري – قاسمي – قهرماني – کمالي – گلزاري – لطفي –محمدپور –محمدزاده – محمدي – موسوي – مهديزاده – نجاتي – نجفي - نصيري آذر – نوبخت – نوري – واثق – وفايي – هوشيار - يوسفي -ظاهری - صفوی زاده

                                            ***

و عده ای  از این سلسله ها دیگر در روستا سکونت ندارد اما با همه اینها بعد مکان وگذشت زمان  نتوانسته دلها و علاقه آنها را نسبت به یکدیگر سرد کنند بلکه در هر کجای دنیا باشند همیشه و همه حال به یاد یکدیگر هستند وخاطرات  خوش دوران  گذشته روستا را فراموش نكرده اند ودر هر محفل و مجلسي از گذشته به نیکی یاد می کنند و جا دارد گفته شود:

او تن گونلر خاطره سی درین دیر

او گونلرین آجی سیدا شیرین دیر

کل اهالي دودران چه آنهایی که درشهرهای ایران و خارج و چه آنهایی که در روستا سکونت دارند تقریباً برابر سر شماری ۱۳۸۸ توسط اینجانب (محمد نوری) ۳۰۰ خانوار می باشند از اینها  42 خانوار در روستا ، ۱۱۰ خانوار در تهران  ، ۴۶ خانوادر در شهر نمین ، ۳۴ خانوار در اردبیل و ۶۸خانوار در سایر شهرهای ایران  و خارج از کشور  اقامت گزیده اند ۹۸درصد از اين  ۳۰۰ خانوار با سواد هستند و ۹۶نفر از فرزندان اینها فرهنگی و استخدام آموزش آموزش و پرورش  هستند و ۱۷ نفر از ایشان  عضو هئیت های علمی دانشگاههای کشورند و ۱۵ نفر پزشک  به امر  طبابت مشغولند و تعداد کثیری نیز در سطح  متوسط و عالی مدرك تحصيلي دارند ودر سایر ادارات  دولتی و موسسات  خصوصی  مشغول به خدمت رسانی هستندکه شرح تمامي آنها از حوصله این بحث خارج است.

کلاً چندین عامل در پیشرفت و ترقی دودرانيها موثر بوده است که ذیلاً به اهم آنها اشاره می شود.

1-سخت کوشی و فعالیت مستمر در دامان بکر طبیعت بخاطر تحصیل معیشت از اهالی این روستا مردانی تلاشگر ساخته که حتی در تحصیلات علمی نیز این خصایص خود را می نمایانند.

2- مجاورت و نزدیکی به شهر فرهنگی و فرهنگ دوست شهر نمین.

3- تشویق و ترغیب اولیا به امر تحصیل   مبلغین مذهبی و افراد آگاه روستا

***

 گردآوری : استاد محمد نوری دودران