رحیم منزوی اردبیلی فرزند اسدالله در محله سیدآباد اردبیل به سال ۱۳۱۶ دیده به جهان گشود. پدرش در کنار شغل حلبی سازی و دواتگری در ایام محرم به شبیه خوانی و تعزیه گردانی میپرداخت واین موضوع در رحیم منزوی به مرثیه سرایی تاثیر فراوانی گذاشت.او اولین شعر خود را در سن ۹ سالگی سرود. فضای عاشورایی شهر در سال ۱۳۲۶ به بعد او را به نوحه سرایی سوق داد. در پایان تحصیل وارد ارتش گردید و در مراغه پای درس آیت الله سید جواد مجتهد نشست و دروس اسلامی را فرا گرفت. بعد از هفت سال از ارتش استعفا کرد و مدتی بعد به رانندگی پرداخت. در سحرگاه روز ۹ مرداد ۱۳۷۱در پی عارضه قلبی در تهران درگذشت و جنازهاش به اردبیل انتقال یافت و در قبرستان بهشت فاطمه به خاک سپرده شد.
محضر حقده بلادور باشه، باش و جان باجی
ایستیرم کئچم باشه، یئته پیمان باجی
معمولاً در سرودههای او کلمات فارسی و عربی نسبت به سایر نوحهها کمتر است. وی در زمانی اشعار خود را سرودند که مداحی ترکی با حضور و پیدایش مداحان بزرگی چون حاج غلامرضا زنجانی، حاج سلیم مؤذن زاده اردبیلی، حاج داود علیزاده، حاج جواد رسولی و حاج عبدالحسین نجار باشی و... به تمام لایههای اجتماع رسوخ کرده و گسترش فراوانی یافتهاست و درست چنین زمانی است که سرودههای منزوی با اجراهای بی نظیر مداحان بزرگ مخصوصاً استاد سلیم مؤذن زاده اردبیلی که با توانایی تمام و درست بر طبق دستگاههای موسیقی انجام میگرفت، مورد استقبال قرار میگیرد.
کاست «اکبره باخ اکبره باخ» حاج غلامرضازنجانی وحاج سلیم که تماماً سرودههای مرحوم منزوی بود میباشد؛ شعری با قالب نو و خلاقیت تمام و اجرایی زیبا و تمام با خلاقیت استاد سلیم مؤذن زاده، و واقعاً میتوان گفت که این اثر بینظیر بوده و هست و باعث شروع سبک جدیدی در مرثیهسرایی و مداحی ترکی گردید.
در مورد شخصیت مرحوم منزوی نقل است که ایشان درباره مضامین و حتی کلماتی که در سرودههایش به کار میبرد، بسیار حساس بود و اشعارش را در حال و هوای عاشورایی میسرود. حتی میگویند که برای سرودن شعری در موردحضرت رقیه(س) مسیری خاردار را که نسبتاً هم طولانی بود، چندین بار با پای برهنه دویده بود تا بتواند شعر سوختن خیام و فرار بچهها به صحرا را بسراید.
آثار او عبارتند از: آمال منزوی (اولین دیوان اشعارمنزوی)، آثار منزوی، ایثار منزوی، صد سینه زن، صد قافیه، صد منظره، صد زمزمه، صد مرثیه، نهضت حسینی، آلام منزوی.
نوحهٔ زیر، درد دل دردانهٔ سه سالهٔ امام، حضرت رقیه (سلاماللهعلیها) در خرابه با حضرت زینب در لحظه دیدار با سر خونین امام(ع) است:
ای عمــه! منیـم کاش ااولئیــدی
رباعیات فارسی
- زاهد منما به زهد خود وجد و سرور
- هان خدمت خلق کن مرو کور بگور
- فرق من و تو به حشر چندان نبود
- من غرق گناهم و تو سرمست غرور
- زاهد من اگر اهل یقینم به تو چه
- سرگشته میان کفر و دینم به تو چه
- ازبدو جهان تو آنچنانی چه به من
- تا روز بقا من اینچنینم به تو چه
- استاد ازل چو کرد ایجاد مرا
- بنمود اسیر و لخت و بی زاد مرا
- جز من غم ایام که میکرد قبول
- این مادر گیتی ار نمی زاد مرا
- ای خالق منان و ولی نعمت من
- رحمی به سرشگ دیدهٔ حسرت من
- چون نام تو هم غفور و هم قهار است
- زان روست گهی گناه و گه طاعت من
- از عمر که «منزوی» در اکراه است
- بر مذهب و عزّ و جاه خود آگاه است
- چون داند بر مرده پرستان جهان
- شاعر که بمرد از اولیاءالله است